زهرازهرا، تا این لحظه: 17 سال و 6 ماه و 25 روز سن داره

زهرا عشق مامان و بابا

272-عکسهای مهد کودکـــــــــ

تویِ مرور عکسهای زهرا چشمم به عکسهای مهد کودکش افتاد که چند تاش رو توی پستهای قبل گذاشته بودم ولی بعضی هاش مونده بودن ، حیفم اومد نذارمشون . اگه کیفیتشون پایینه برای این هست که از روی عکسها عکس گرفتم.   ...
17 شهريور 1393

271-سفـــر به تهــــــــران

دو هفته پیش ، بابایِ زهرا جون برای مسافرت کاری باید میرفت تهــــــران که از ما هم خواست تا با هم بریم . حدود سه چهار روزی اونجا بودیم . بابایی مجبور بود روزها بره دنبال کارهاش و ما اکثرا هتل بودیم ولی عصرها که میومد  تا دیر وقت میرفتیم گشت و گذار و حسابـــــی خوش گذشت . ممنــــــــون از بابایِ مهربون و نمونه یِ زهرا که دلش نمیاد ما رو تنها بذاره ، عاشقتـیــــــــــــــم . درکـــــــــه ...
17 شهريور 1393

270-گلــــــی برای گــــــــل

زهــــــــــــرا کوچولویِ ما از همون موقع که کوچیکتر بود عاشق گل بود و این علاقه به تازگی شدت گرفته  و به دو طریق گلهاش تامین میشه . اولی اینکه باباجون مهربونش وقتی خونه شون هستیم از توی باغچه براش گل می چینه ، دومی هم اینه که از  بابای خوبش میخواد براش گل بخره ... خلاصه اکثر روزها توی خونه ی ما به جز زهـــــــــرا که خودش گل هست ،  گلهای دیگه هم  پیدا میشه .       ...
17 شهريور 1393

269-عکسهای جامونده..

  سلام توی این پست چند تا از عکسهای جامونده ی عزیز دلم رو از اردیبهشت ماه تا الان  میذارم . زهـــــــــــــــــــــــــــرای نازم ، تو بهترین و زیباترین تصویر زندگی ما هستی . آبشار گل آخور خانوم خوشگله ، کنارِ رود ارس پدر و دختر کنار آبشارِ آسیاب خرابه عــــروسکِ من داره میره عـــــــروســــــی ...
17 شهريور 1393

268-سلــــــــام دوباره....

سلـــــــــــام دوستان امیدوارم احوالتون خوب باشه و روزگار بر وفق مــــــــــــــــــــــــــراد ممنـــــــــــــــون از همه ی دوستانی که جویای احوالمــــــــــون بودن شکر خــــــــــــدا خوبــــــــــیم و به قول یکی از عزیزان ، دیگه بهتــــــــر از این نمیشه مدتی بود نه فرصت نوشتن داشتم و نه علاقه و حوصله ش رو که فکر میکنم یکی از علتهاش تابستون و گرمی هــــــــــــوا بود که طاقتش رو ندارم ...... ولی دیگه فصل مورد علاقه م پاییـــــــــــــــــز داره میرسه .... توی این مدت زهــــــــــــــــــــرا جونم بزرگتر و خانووووووومتر شده ، فداش شم . روزهای تابستو...
16 شهريور 1393
1